مهدی شیشه گر
  • صفحه اصلی
  • دوره‌های آموزشی
  • اخبار و مقالات
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • دوره‌های آموزشی
  • اخبار و مقالات
  • درباره ما
  • تماس با ما
@MehdiShishehgar@mehdi.shishehgar_coachinfo@mehdishishehgar.com
مهدی شیشه گر
طراحی شده با ❤️ توسط
    • صفحه اصلی
    • اخبار و مقالات
    • پرسیدن به‌جای فرض کردن؛ سؤال ضروری در کار تیمی

    ۰۳ آبان ۱۴۰۵

    پرسیدن به‌جای فرض کردن؛ سؤال ضروری در کار تیمی

    پرسیدن به‌جای فرض کردن؛ سؤال ضروری در کار تیمی

    نویسنده: مهدی شیشه‌گر

    «حتماً منظورش همین بود.» این جمله را کنار یکی از تصمیم‌های امروزتان بگذارید. آیا پشت آن، پیام و توافق روشنی وجود دارد یا بخشی از ماجرا را خودتان کامل کرده‌اید؟

    در کار تیمی، گاهی یک عبارت کوتاه مثل «دیدم»، «بررسی شد» یا «اوکی» مبنای اقدامی بزرگ‌تر قرار می‌گیرد. از طرف دیگر، پرسیدن دوبارهٔ همه‌چیز هم راه‌حل مناسبی نیست؛ وقتی پاسخ در شرح کار یا پیام قبلی موجود است، سؤال تازه فقط همان موضوع را دوباره باز می‌کند. مسئله این است که بدانیم کدام ابهام، واقعاً تصمیم بعدی را تغییر می‌دهد.

    این مقاله یک روش عملی برای پیدا کردن همان سؤال است: ابتدا اطلاعات موجود را بخوانید، برداشت خود را جدا کنید و فقط جای خالیِ ضروری را بپرسید.

    اول، دانسته را از برداشت جدا کنید

    پیش از نوشتن سؤال، سه سطر بنویسید:

    • می‌دانم: چیزی که در پیام، شرح کار یا توافق مشخص آمده است.
    • برداشت کرده‌ام: نتیجه‌ای که خودم به آن اطلاعات اضافه کرده‌ام.
    • برای اقدام بعدی لازم دارم: پاسخی که بدون آن نمی‌توانم درباره بخش مشخصی از کار تصمیم بگیرم.

    مثال فرضی: در دفتر یک شرکت خدماتی، هماهنگ‌کننده نوشته است: «پیشنهاد زمان بازدید برای مشتری ارسال شد.» همکار او می‌خواهد همان زمان را در برنامه نهایی تیم ثبت کند.

    دانسته این است که پیشنهاد ارسال شده؛ برداشت این است که مشتری آن را پذیرفته؛ اطلاعات لازم، وضعیت پاسخ مشتری است. پیش از تماس تازه، همکار باید پیام‌های مرتبط را ببیند. اگر پاسخ مشتری در همان گفت‌وگو ثبت شده، کار را بر اساس آن ادامه می‌دهد. اگر پاسخ پیدا نشد، سؤال محدود این است: «مشتری این زمان را پذیرفته یا هنوز منتظر پاسخ هستیم؟»

    موضوع سؤال، وضعیت هماهنگی است. از نبود پاسخ نمی‌توان نتیجه گرفت مشتری بی‌علاقه است یا همکار پیگیری نکرده است.

    سؤال را به یک تصمیم وصل کنید

    پرسش «همه‌چیز درست است؟» محدوده روشنی ندارد. ممکن است مخاطب درباره قیمت جواب بدهد، در حالی که ابهام شما درباره نسخه فایل است. برای دقیق‌تر شدن سؤال، ابتدا جملهٔ «با این پاسخ می‌خواهم دربارهٔ ... تصمیم بگیرم» را کامل کنید.

    اگر می‌خواهید نسخه نهایی را ارسال کنید، سؤال باید نسخه یا مجوز همان ارسال را روشن کند. اگر قرار است متن را آماده کنید، شاید اطلاعات موجود برای آماده‌سازی کافی باشد و فقط ارسال نهایی به پاسخ وابسته بماند. این دو مرحله را یکی نکنید.

    عبارت مبهم یا مبتنی بر فرضسؤال مرتبط با تصمیم
    پس زمان قطعی است؟برای ثبت برنامه نهایی، پاسخ مشتری به همین زمان چه بوده است؟
    این فایل همان نسخه آخر است دیگر؟کدام فایل، نسخه نهاییِ همین سفارش است؟
    چرا هنوز جواب نداده‌ای؟برای ادامه این کار، پاسخ کدام بخش هنوز باز مانده است؟
    همه جزئیات را دوباره بفرست.شرح کار موجود است؛ فقط مسئول تأیید خروجی مشخص نشده. چه کسی آن را تأیید می‌کند؟

    سؤال خوب الزاماً کوتاه‌ترین جمله نیست. باید آن‌قدر زمینه داشته باشد که مخاطب بداند درباره چه کاری می‌پرسید، اما او را وادار نکند کل پرونده را دوباره توضیح دهد.

    برای روشن‌سازی بپرسید، نه برای گرفتن جواب دلخواه

    میان «همین را می‌خواستی، درست است؟» و «در این خروجی چه چیزی باید تغییر کند؟» تفاوت وجود دارد. جمله اول، پاسخ مطلوب پرسش‌کننده را در خود جا داده است. جمله دوم برای شنیدن توضیح جا باز می‌کند.

    در راهنمای گوش‌دادن فعالِ مرکز رهبری خلاق، روشن‌سازی، بازگویی نکات اصلی و جمع‌بندی از شیوه‌های بررسی فهم مشترک هستند. در یک گفت‌وگوی کاری هم می‌توان برداشت را با زبان خود بازگفت و بخش مبهم را پرسید؛ بدون نسبت دادن نیت به طرف مقابل.

    برای نمونه: «از صحبتت فهمیدم مخاطب این متن مدیر فروش است. درباره لحن، رسمی می‌خواهی یا گفت‌وگویی؟» این جمله وقتی لازم است که لحن در اطلاعات قبلی مشخص نشده باشد. اگر راهنمای برند لحن را روشن کرده، باید به همان رجوع کرد.

    روشن‌سازی را با اجازه‌گرفتن برای هر قدم اشتباه نگیرید

    فرض کنید مسئولیت آماده‌کردن یک پیشنهاد به شما سپرده شده و قالب و موضوع هم روشن است. لازم نیست برای مرتب‌کردن متن، اصلاح غلط‌ها و آماده‌سازی نسخه بررسی، دوباره اجازه بگیرید. در محدوده مسئولیت خود پیش بروید.

    اما اگر قرار است دامنه کار، هزینه، مقصد ارسال یا تعهدی که به مشتری داده می‌شود تغییر کند، همان تغییر را روشن کنید. پرسیدن باید از تصمیم مهم پشتیبانی کند؛ نباید جای انجام کارِ مشخص و واگذارشده را بگیرد.

    در مثال دفتر خدماتی، خواندن پیام‌های موجود و آماده‌کردن اطلاعات برنامه به پاسخ تازه وابسته نیست. ثبت یک زمان تأییدنشده به عنوان زمان قطعی، به آن وابسته است. می‌توان بخش آماده‌سازی را انجام داد و تنها همان تصمیم را باز نگه داشت.

    پاسخ را به یک اقدام قابل پیگیری تبدیل کنید

    وقتی پاسخ رسید، آن را در محل مرتبط با همان کار ثبت کنید: چه چیزی روشن شد، کدام نسخه ملاک است و اقدام بعدی با چه کسی است؟ لازم نیست تمام گفت‌وگو را بازنویسی کنید؛ نکته‌ای را نگه دارید که نفر بعدی برای ادامه کار نیاز دارد.

    اگر پاسخ نرسید، به‌جای تکرار پیام‌های کلی، اثر ابهام را مشخص کنید: «متن آماده است؛ ارسال نهایی تا روشن شدن نسخه منتخب باز می‌ماند.» برای پیگیری، مسئول و زمان مراجعه بعدی را معلوم کنید. از سکوت، تأیید یا مخالفت نسازید.

    تمرین امروز: یک «حتماً» را به سؤال ضروری تبدیل کنید

    یک کار واقعی و کم‌خطر از فهرست امروزتان انتخاب کنید. فقط پیام‌ها و مدارک مرتبط با همان کار را مرور کنید. سپس این پنج مورد را روی یک برگه بنویسید:

    1. اقدام بعدی من دقیقاً چیست؟
    2. کدام اطلاعات و توافق‌ها از قبل روشن هستند؟
    3. کدام بخش را خودم فرض کرده‌ام؟
    4. پاسخ کدام سؤال، تصمیم بعدی را تغییر می‌دهد؟
    5. تا رسیدن پاسخ، کدام بخش کار را می‌توانم در محدوده اختیارم انجام دهم؟

    اگر سؤال ضروری باقی نماند، کار را پیش ببرید. اگر باقی ماند، همان را از فرد دارای پاسخ بپرسید و نتیجه را کنار همان کار نگه دارید.

    اگر در تیم شما موضوع‌های مشابه مرتب دوباره پرسیده می‌شوند، می‌توانیم در یک جلسه کوچینگ کسب‌وکار، یک نمونه را بررسی کنیم: ابهام از شرح کار آمده، از دسترسی به اطلاعات یا از نامشخص بودن اختیار تصمیم؟ نقطه شروع، یک موقعیت مشخص است.

    مطالعهٔ مرتبط: قبل از ساختن محصول، مسئله را روشن کنید.

    برای هماهنگی گفت‌وگو دربارهٔ همین موضوع، از صفحهٔ تماس مهدی شیشه‌گر استفاده کنید.

    دیدگاه کاربران